يه روز باراني - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 23:19
حال و حوصله نوشتن رو ندارم ،امروز يه جورايي تو تخيلاتم، دلم ميخواست توي يه كتاب فروشي كار ميكردم..دورو ورم پر بود از كتابهاي نو و دست نخورده كه ميچيدمشون..همه جا كتاب بود...چهار زانو ميشستم وسط كتاب فروشي... و تو حين جابجايي كتاب ها... سرم درد ميكرد براي لاي كتابها،براي كلمه هاي بكر و انتيكش، اونوق
صداي تو مخدر بود... - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 23:19
عزيزترينم، زيبا ترين روزهاي عمرم رو كنار تو گذروندم... بهترين حس ها رو با تو تجربه كردم،و عميق ترين جاي وجودم،با تو پر از حس زندگي شد، مهم نيست اگه آخرش نشد..... ما با هم بهترين لحظات رو ساختيم .. روزي توي يه دنياي ديگه باز همديگرو بغل ميكنيم... ما با هم قدم ميزديم،ميخنديديم و بيخيال دنيا بوديم با
دلتنگی های شبانه - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 20:52
امشب بد جوری دلم گرفته، دلم خونه مادر بزرگم رو میخواد اونجا همیشه من و آروم میکرد یه بالکن و یه فضای سبز بزرگ که دوتا کوه از دور معلومن که وسطش یه جادس همیشه هم اونجا خورشید غروب میکرد هروقتم غروب میشد من و مادربزرگم مینشستیم اونجا رو بالکن و من میچسبیدم به میله ها و غروب رو نگاه میکردم ، کلی میرف
آخرشم برای من میشوی - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 18:19
میخوام فقط برا تو باشم ! عشق اگه این سختی ها رو نداشت! این خون به دل شدن هارو نداشت!این شب بیداری ها رو نداشت! اشک های بی اختیار هر لحظه رو نداشت! این حال مریضی و این دیونگی ها را نداشت، که عشق نبود...! میخوام حتی اگه در خیالمم اگه باشه فقط برای تو باشم... دور از اینکه تو خواهان یارت هستی !دور از ای
نعمت وجود - تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 19:44
من یه نویسنده نیستم یه راویم، یه دختر معمولی،دختری که خودش رو توی حصار کلماتش زندونی کرده،وقتی غمگینه مینویسه...وقتی عاشقه مینویسه...وقتی خوشحاله مینویسه..وقتی ترک میشه مینویسه....
من و آرزوهام ☹ - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 7:27
آخر قصه ما نباید اینجوری و اینجا تموم میشد..... آخر قصه ما باید اونجایی میبود که دوتایی نشسته باشیم رو یه کاناپه سر من رو شونه هات میبود و دستت بند موهام... آخر قصه ما باید اونجایی میشد که روزا من غذاتو و کیفت رو میدادم دستت و یه بوس از لبت میکر
نمک نشناسی - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 7:27
نمک نشناسی مثل یه مریضی مزمن شیوع پیدا کرده بین مردم! مهم نیست تو چقدر خودتو خرج حال خوبشون کرده باشی ! حالشون که با تو خوب بشه دلیل حال بدت میشن ! مهم نیست چقدر تو گذشته کنارشون بودی! میرن و شیفته ی آدم های جدید زندگیشون میشن!! مهم نیست تو چقدر درد
اشتباه 22,05,2017 - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 22:26
من همیشه گفتم کسی که یه بار اشتباه میکنه و واقعا پشیمون و شرمنده میشه و واقعا واقعا واقعا دیگه نمیخواد اون اشتباه رو تکرار کنه از کسی که تا حالا اشتباه نکرده کار درست تره- کسی که اشتباه نکرده جنسش مشخص نیست. معلوم نیست وقتی اشتباه کرد دوباره تکرار میکنه یا نه. ولی کسی که یکبار اشتباه کرده و واقعا پش